مرتضى مطهرى

890

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

سادهء خود بيان كرده است و به وجهى همان راه ابراهيمى را رفته كه : فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَأى كَوْكَباً قالَ هذا رَبِّي ، فَلَمَّا أَفَلَ قالَ لا أُحِبُّ الْآفِلِينَ ، فَلَمَّا رَأَى الْقَمَرَ بازِغاً قالَ هذا رَبِّي ، فَلَمَّا أَفَلَ قالَ لَئِنْ لَمْ يَهْدِنِي رَبِّي لَأَكُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّينَ ، فَلَمَّا رَأَى الشَّمْسَ بازِغَةً قالَ هذا رَبِّي هذا أَكْبَرُ ، فَلَمَّا أَفَلَتْ قالَ يا قَوْمِ إِنِّي بَرِيءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ ، إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ حَنِيفاً وَ ما أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ « 1 » . نظامى در همين مضمون مىگويد : از آن چرخى كه گرداند زن پير * قياس چرخ گردنده همى گير مطابق اين نقل و اين بيان ، مضمون اين جمله با مقصود طرفداران تقليد و تعبد رابطهء معكوس دارد ، يعنى نوعى دعوت به تحقيق و استدلال و معرفت است نه به تقليد و تعبد و منع تفكر . در عصر ما مخالفت با تفكر و تعمق در مسائل ماوراء الطبيعى رنگ جديدى به خود گرفته است ، رنگ فلسفهء حسى . چنان كه مىدانيم در اروپا روش حسى و تجربى در شناخت طبيعت بر روش قياسى پيروز شد . پس از اين پيروزى اين فكر پيدا شد كه روش قياسى و تعقلى در هيچ جا اعتبار ندارد و تنها فلسفهء قابل اعتماد فلسفهء حسى است . نتيجهء قهرى اين نظريه اين شد كه الهيات به سبب خارج بودن از دسترسى حس و تجربه ، مشكوك و مجهول و غير قابل تحقيق اعلام شود و برخى آنها را يكسره انكار كنند . اين جريانى بود كه در جهان غرب رخ داد . در جهان اسلام سابقهء موج مخالفت با هرگونه تفكر و تعمق از طرف اهل حديث از يك طرف ، موفقيتهاى پىدرپى روش حسى در شناخت طبيعت از طرف ديگر ، و دشوارى تعمق و حل مسائل فلسفى از جانب سوم ، گروهى از نويسندگان مسلمان را سخت به هيجان آورد و موجب پيدايش يك نظريهء تلفيقى در ميان آنها شد مبنى بر